هويت- مهرداد مال عزيزي:
شهر مجموعه‌اي از عوامل زنده و پوياست كه ژن هويت‌بخش آن در طول زمان انتقال مي‌يابد و عناصر و عوامل تشكيل‌دهنده محيط‌هاي آن اعم از ساختمان‌ها، گذرها و ميادين و... مخلوق روح خلاق ساكنين آن هستند.

شهر در طول زمان قد مي‌كشد، رشد مي‌كند، عاقل مي‌شود، جا‌مي‌افتد و در كنش متقابل با شهروندان قرار مي‌گيرد. چهره شهر آيينه چهره شهروندان است.

 شهر زنده، پرتحرك، چابك و با نشاط حاصل انديشه‌هاي‌تر‌و‌تازه و حضور پرتلاش شهروندان است و در مقابل، شهر از نفس افتاده و پر درد، مبتلا به جريان آلوده روح بيمار ساكنين خود است.

 شهر زاده انديشه‌هاي نيك و پليدي است كه در منظومه حيات ساكنين شكل مي‌گيرند. انگاره‌هاي نيك بشري به پويايي و سرزندگي و سلامت شهر و پليد انگاري به سستي و رخسار رنجور شهر مي‌انجامند. از اين روست كه ريشه‌هاي كهنگي و فرسودگي و كاهلي شهر را بايد در انديشه و انگاره‌هاي نهادهاي سكونتي آن جست‌وجو كرد.

شهر با نشاط و با طراوت،‌ زاده مديريت شهري پرانگيزه، پرشور و سرزنده است. اين سرزندگي از قلب پرحرارت محلات شهر و محلات شهر از شور و نشاط كوچكترين واحد‌هاي شهري خود انرژي مي‌گيرند. شهر با تمام اجزاي پيكره خود از شهروند و واحد سكونتي و محله و برزن و ناحيه و منطقه و بافت‌هاي خود، در 24 ساعت شبانه روز، 8ساعت كار مي‌كند و 8ساعت سكونت مي‌كند و 8ساعت را به فراغت و تمدد روان درگير با فعاليت‌هاي 16 ساعت گذشته خود مي‌پردازد.

شهر در شبانه روز خود، 8ساعت اول را براي مصرف انرژي، 8ساعت دوم را براي تبديل انرژي و 8ساعت سوم را براي كسب انرژي در تكاپو است. انضباط شادي‌آور زندگي شهري در گرو حفظ و تداوم اين برنامه‌ريزي است.

در برنامه‌ريزي شهري كه اهداف و سياست‌هاي تامين سرانه‌هاي شهر از تفكيك ساعات شبانه روز فعاليت شهري استخراج مي‌شود، الگوهاي استاندارد كاربري‌هاي شهري به نسبت نفر در ساعات شهروندان محاسبه شده و در مجموعه شهر توزيع مي‌شوند.

اين كاربري‌ها، ويتامين‌هاي تحرك‌بخش تكاپوي شهري محسوب مي‌شوند. با كاهش يا افزايش سطح هر يك، تاثيري آني بر تحركات اعضا و اجزاي شهراتفاق خواهد افتاد. به همين دليل شهر، همانگونه كه مي‌تواند سالم و با طراوت و پرانگيزه موجوديت خود را تداوم بخشد، به راحتي نيز در معرض بيماري‌هاي رخوت، ركود و دلتنگي تا حد مرگ قرار دارد.

شهروند نياز دارد در تثليث 24ساعت شهروندي، در سرانه 8ساعت كار به فعاليت بپردازد و در سرانه 8ساعت سكونت، آرامش و امنيت بيابد و در سرانه 8ساعت فراغت، انرژي‌هاي هدر رفته را بازآفريني كند. سلب هر سرانه در ساعت فوق، نشاط و طراوت و سرزندگي را از شهر سلب خواهد كرد.

افتخار مديريت شهري كارآمد، افتخار به تامين هر سه وجه اين تثليث است.
در طول 3دهه گذشته تجربه مديريت كشوري و شهري ايران، افتخار وزيران و مديران بر ارائه آمار در تامين سرانه 8ساعت كار و يا سرانه 8ساعت سكونت بوده است و تبليغات گسترده در بالارفتن فرصت‌هاي شغلي و در بالارفتن درصد تامين مسكن، از معيارهاي توانمندي مديران محسوب مي‌شد.

 تقريبا هيچ مديري در اين مدت، تامين سرانه 8ساعت اوقات فراغت را سرلوحه برنامه‌هاي تبليغاتي خود قرار نداد و از اين روست كه در دهه سوم، عارضه غفلت‌هاي گذشته از بي‌عــدالـتي در توزيع سرانه كاربري‌هاي استاندارد شهرها حكايت دارد.

سرانه اماكن تفريحي و اماكن ورزشي و اماكن فرهنگي به‌عنوان كاربري‌هاي مناسب 8ساعت سوم شهروندي درشهر كرج در مطالعات طرح تفصيلي 1381 شهر كرج به‌ترتيب 2/0 مترمربع و 5/0مترمربع و 3/1مترمربع به ازاي هر نفر شهروند بوده است. اين در حالي است كه استاندارد اين سرانه‌ها در شهرهاي متوسط جهان به‌ترتيب يك مترمربع و 5/3مترمربع و 3مترمربع است.

با اين محاسبه شهر كرج در سال 1381 حدود 5/5 مترمربع به ازاي هر نفر شهروند خود، كمبود سرانه كاربري‌هاي اوقات فراغت داشته است. به بيان ديگر شهر كرج در اين سال با توجه به جمعيت خود حدود 7ميليون مترمربع كمبود فضاي كاربري‌هاي اوقات فراغت داشته است. بديهي است چهره اين شهر با اين شرايط، هيچگاه با هيچ ترفند تسكين‌بخشي، روي سلامتي و نشاط و پويايي را به‌خود نخواهد ديد.

ميدان كاتالونيا در بارسلوناي اسپانيا، پرتپش‌ترين مكان اين شهر است؛ جايي كه ارتباطات
سواره و پياده به آرامي به يكديگر منتقل و در سطح گشايش فراخ ميدان، به پاتوق موسيقي و نمايش و گفت‌وگو تبديل مي‌شوند.

اوج اين تحركات سرشار از فراغت و بازآفريني، به راسته پياده رامبلاس سرازير مي‌شود. در اين تصوير، عدالت در توزيع كاربري‌هاي متناسب شهروندان و گردشگران، از چهره گل‌انداخته تك‌تك عابران هويداست.شهر به مثابه موجود زنده، تركيب 2وجه كالبد، يا بعد فيزيكي و روحيه يا بعد رواني است.

آنچه دغدغه سرانه‌هاي شهري است، پاسخ به نياز وجه كالبد يا بعد فيزيكي شهر محسوب مي‌شود. پاسخگويي به وجه روحيه يا بعد رواني شهر در معادلات فراتر از مديريت شهري، به نظام اقتصادي و اداري مجموعه كشوري مرتبط مي‌شود كه عارضه‌هاي تدوين سياست‌هاي كلان، به نشاط و طراوت يا رخوت و كسالت چهره شهر منجر خواهد شد.

يكي از پديده‌هاي مؤثر در بعد رواني و روحيه شادي‌آور شهر، ماهيت تحركات نهادينه شهروندان است. اين تحركات با تنوع در طبقات و رده سني اجتماعي در لحظات محلات و بافت‌هاي شهر نمود مي‌يابند.

 رفت‌وآمد دانش‌آموزان به مراكز آموزشي محلات در فصول تحصيلي، رفت‌وآمد گروه جوانان به كانون‌هاي فعاليت شهر اعم از مراكز ورزشي، فرهنگي و... در بازه زماني فعاليت، رفت‌وآمد نمازگزاران به مساجد و حسينيه‌هاي شهر در اوقات شرعي، تحرك بانوان خانه‌دار در خانه‌هاي فرهنگ و انجمن‌هاي خانه و مدرسه همزمان با شروع فعاليت خانواده، اداي همدردي در مجالس ترحيم و شركت در مراسم شادباش ساير شهروندان، تردد با نشاط گردشگران در مكان‌هاي گردشي شهر، پرسه زني عابران در مسيرهاي خريد و... از نمونه تحركات اجتماعي هستند كه هويت روحي و رواني شهر را شناسنامه‌دار مي‌كنند.

بديهي است زوايا و ابعاد اين تحركات اعم از فرهنگ همزيستي، اخلاق شهروندي، تربيت اجتماعي گروه‌ها و وضعيت معيشت آنها در متن سطح سرانه‌هايي كه كاربري‌ها را در شهر تقسيم كرده‌اند، هويت‌بخش بعد رواني شهر محسوب مي‌شوند.

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=82010  : منبع