دكتر ناصر كرمي:
ابتدا: احتمالا ًنخستين اقدام ثبت‌شده در تاريخ ايران براي شادي‌بخشي به فضاي شهرها، دستور شاپور دوم براي استخدام نوازنده دوره‌گرد از هند بوده است.

نقل است كه بعداز وقوع همزمان قحطي و يك شكست جنگي از روميان، مردم ايران قدري افسرده شده بودند و شاپور دوم دستور داد 12هزار نوازنده دوره‌گرد از هند به ايران بيايند و در شهرهاي ايران پراكنده شوند و در خيابان‌ها و ميدان‌ها براي مردم نوازندگي كنند. گفته مي‌شود كه كوليان كنوني ايران و اروپا جملگي بازمانده همان 12هزار نوازنده‌اي هستند كه شاپور دوم از هند به ايران كوچانده بود. مورخان درباره تأثير نهايي طرح شاپور دوم چيزي ننوشته‌اند، اما به‌هر حال مي‌توان بر همين مبنا نام شاپوردوم را در كتاب ركوردهاي گينس ثبت كرد؛ نخست به‌عنوان اولين مديري كه برپايي مناسبت‌هاي شاد‌ي‌آفرين را به‌عنوان روشي براي بهداشت رواني جامعه باب كرد و دوم كسي كه احتمالاً سرمنشأ كولي‌گري در جهان است!

بعد: چگونه مي‌توان شهري داشت با چشم‌اندازي شادتر؟ دراين‌باره 3 ديدگاه، قابل اشاره هستند؛نخست آنها كه عمدتاً از منظر توريستي و تفريحي به ماجرا نگاه مي‌كنند و معتقدند همچون تجربه‌اي كه در شهرهايي مثل ريودوژانيرو، بارسلونا و كوالالامپور وجود داشته، دولت با سرمايه‌گذاري در مناسبت‌هاي شاد ملي و ايجاد عرصه براي افزايش جشن‌ها و آيين‌هاي خياباني مي‌تواند فضاي شهر را شادتر از آنچه واقعيت آن است، جلوه دهد.

گروه ديگر شهرسازاني از نحله لوكوردوبوزيه هستند كه معتقدند هرگونه فعاليتي در حوزه ساخت‌وساز و خدمات شهري قطعاً مي‌تواند مردم را شادتر يا غمگين‌تر كند و براي داشتن شهري شاد در وهله اول بايد فضاي كالبدي و مبلمان شهري بسامان و زيبا داشت. اين گروه مي‌گويند فضاي طربناك شهري مثل ريودوژانيرو بيشتر از آنكه مربوط به كارناوال‌هاي همه‌روزه آن باشد، ناشي از زيرساخت‌هايي است كه مديريت شهر براي راحتي و فراغت مردم فراهم كرده است.

البته به اين انگاره انتقاداتي نيز وارد است؛ ازجمله اينكه چرا شهر بسيار بسامان‌تري مثل برازيليا فضايي افسرده‌تر از شهرهاي شلوغ و آشفته‌اي مثل ريودوژانيرو و سائوپائولو دارد؟
و سرانجام اينكه گروهي جدا از برنامه‌ريزان گردشگري و شهرسازان هم  هستند كه اعتقاد دارند معمولاً درمورد نقش فضاي كالبدي شهر در فراغت ذهني شهروندان اغراق مي‌شود و قطعاً عوامل سياسي، اقتصادي و فرهنگي در اين‌باره بسيار مؤثرتر هستند. به‌قول معروف بي‌مايه فطير است و نمي‌شود از مردمي نگران آينده خود، هراسناك بي‌پولي و دائماً در اضطراب و تنش عوامل فرامتني انتظار خوش‌‌باشي و شادماني داشته باشيم.

سرانجام: شاپور دوم درست مي‌گويد يا لوكوردوبوزيه يا اين گروه آخر؟ مي‌توان اينگونه انگاشت كه هيچ‌كدام پربيراه نمي‌گويند و هركدام بر گوشه‌اي از اين ماجرا انگشت به نشانه گرفته‌اند. تنها ديوانگان هستند كه براي شادي نياز به هيچ بهانه‌اي ندارند. شادماني در يك شهر شلوغ، آشفته، پرتنش، دودآلود و با ذهن‌هايي آنچنان درگير، درگير همه‌چيز، بهانه‌هاي بسيار جدي مي‌خواهد؛ خيلي جدي‌تر از آنچه تصور مي‌شود، وگرنه اينگونه نبود كه به گواه گزارشي كه چندي پيش در جرايد منتشر شد، ايرانيان بيشترين مصرف‌كننده داروهاي آرام‌‌بخش در جهان باشند.